تبلیغات
همینجوری
همینجوری
فرصتی دوباره

تصاویر زیباسازی وبلاگ

 به من فرصتی دوباره بده ، میخواهم از عشق تو بمیرم.
بگذار دستهای گرمت را با دستهای سردم بگیرم .
میخواهم دوباره به آن چشمهای زیبایت با چشمهای خیسم
نگاه کنم… بگذار دوباره با احساس عاشقانه تو را در آغوش
بگیرم و بر گونه مهربانت بوسه بزنم و بگویم دوستت دارم عزیزم.
به من فرصتی دوباره بده ، میخواهم دوباره تو را ببینم.
بگذار قصه نیمه تمام عشقمان  با شیرینی به پایان برسد.
مگر چه گناهی کرده ام که تو از من و عشق سرد و خسته شدی!
مگر چه گناهی کرده ام که تو رفتی و مرا تنها گذاشتی!
گناه من چند قطره اشکی بود که برایت ریختم، گناه من شبهایی بود
که از دلتنگی و دوری ات تا صبح بیدار بودم، گناه من دلتنگی های
لحظه به لحظه بود ، آری گناه من عاشق شدن بود.
به من فرصتی دوباره بده و این گناه های مرا ببخش.
اگر اینهمه تو را دوست دارم و با این دوست داشتنم دلت را به درد
آورده ام مرا ببخش ، به خدا دست خودم نیست ، این دل من عاشق است
این دل من است که دیوانه وار تو را دوست دارد و آرزو دارد
تا به تو برسد و تو را خوشبخت کند.
من ضامن این دل دیوانه ام می شوم ، این دل دیوانه مرا نیز ببخش.
تنها به من و این دل گناهکار من فرصتی دوباره بده.
نگذار از زندگی در این دنیا پیشمان شوم ، بگذار اینک که زنده ام
با بودن تو با خوشبختی زندگی کنم.
به من فرصتی دوباره بده و دوباره بیا و به من بگو که دوستم داری.
نگذار که در حسرت دیدار با تو بمانم و دیدن تو برایم یک خواب و رویا
شود.با اراده و اطمینان قلبم را به تو هدیه دادم ، اینک که تنها دار و ندارم را در این
زندگی به تو هدیه دادم آن را شکسته به من بازنگردان.
به من فرصتی دوباره بده ، میخواهم از عشق تو بمیرم.  

تصاویر زیباسازی وبلاگ




| *| نوشته شده در چهارشنبه 23 آذر 1390 و ساعت 08:54 ب.ظ توسط ASMA | نظرات

gilbert-kral

[cb:post_author_name]

gilbert-kral

http://gilbert-kral.mihanblog.com

همینجوری

همینجوری - فرصتی دوباره

همینجوری

اگه یه روز عاشق شدی اول یه آبی به سرو روت بزن
اگه دیدی واقعیه برو دعا کن
چون عشق هم تلخه هم شیرین
برو و از خدا بخواه تلخی عشق به شیرینیش غلبه نکنه
چون عشق مثل قهوه میمونه اگه زیاد تلخ باشه دلچسب نیست
عشق رو فلسفیش نکن و قلبت رو هم حصار نکن
بسپارش به خدا و توکل کن

(¯`v´¯)
`*.¸.*´
¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`•¸¸.•


اینجا کاغذابر وباد من است

که با یک کلک قدیمی و با دواتی

ازجنس دل شیشه ای برآن

می نگارم چرا که ...

اینجا عشق هست

امید هست

تنهائی هست

اینجا فقط برای اوست ...

شبهای بیقراری هست ...

شرنگ سرشک

واشکهای حسرت هست.

اینجا اشک ریختن خیلی

ساده اتفاق می افتد...

اینجا مغروراست همه را گرما

می بخشد

وخودسرد وخاموش است...

اینجا پناهگاهی است برای خستگیام

تمام دلتنگیهایم برای او

وسنگ صبوری است

تمام احساس های نابم برای او

فقط برای او ...

.I Love you
..I Love you
...I Love you
....I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
.I Love you
.I Love you
...I Love you
.....I Love you
......I Love you
.......I Love you
........I Love you
........I Love you
........I Love you
.......I Love you
......I Love you
.....I Love you
....I Love you
...I Love you
..I Love you
.I Love you
... ღ ღ ღ...
(¯`v´¯)
`*.¸.*´
¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`•¸¸.•



مرسی از اینکه بهم سر زدین

همینجوری

قالب میهن بلاگ

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog